سالها می گذرد وهرچه به جلو می رویم از زیباییها و خوشی های گذشته یاد می کنیم.
یاد قدیم بخیر !! چه روزگاری داشتیم همه پاک و بی آلایش !! به تکه نانی راضی بودیم و ارتباط فامیل گرم و صمیمی.و ...
اینها نمونه ای از جملاتی است که هر از گاه از زبان دوستان و فامیل می شنویم.
درحال حاضر ما با جمعیتی بیمار و افسرده مواجه هستیم.جامعه سخت بیمار و کمتر کسی را می بینیم که از دردی ننالد!! اگر سری به مطب ها و کلینیک های پزشکی بزنیم درخواهیم یافت که چه بر سراین ملت آمده ؟
اگر لحظه ای به درون اجتماع پیرامونی خود بنگریم حقیقت تلخی را درخواهیم یافت، سن سکته به پایین ترین حدخود رسیده و عارضه ها دامن بسیاری را آلوده خود کرده، فقط به چند موضوع عمده اشاره می کنم و خود بخوانید حدیث............؟
1- اکثریت خانواده ها بیماری را در خانه خود دارند و به جرات می توان گفت که کمتر خانه ایست که بیمار درآن نباشد.
2- آمار اعتیاد جوانان و نوجوانان در کشور نیازی به گفتن ندارد و کمتر فامیلی است که یک یا چند معتاد درآن نباشد.
3- به گفته کارشناسان اکثریت ملت ایران افسرده و پژمرده اند وامید به زندگی در آنان به پایین ترین حد خود رسیده است.
4-فقر و فحشا دوعامل عمده فساد در جامعه اند.چند درصد از مردم ایران، زیر خط فقر زندگی می کنند؟ همه ما ما می دانیم در اطراف ما چه می گذرد.
5- میزان مرگ و میر در اثر :
الف) نا امنی جاده ها و تصادفات
ب) اعتیاد
ج) سکته و بیماری های خاص
د)خودکشی و قتل های خانوادگی و غیر خانوادگی
ه)مرگ زودرس یا پیری زودرس ، جوانان 30 تا 50 سال به هیچ عنوان شباهتی با جوانان دیگر جهان ندارند، همه افسرده و پژمرده با چشمانی گود افتاده و زرد رنگ
و) سیل عظیم جوانان به سمت خرید و فروش مواد مخدر به علت های متفاوت
ی) کاهش امید به زندگی و بالا رفتن درجه فلاکت در اجتماع
6- تنگ شدن دایره خودی و طرد نیروهای زیادی بعلت غیر خودی بودن
7- تبعیض شدید و افزایش شکاف طبقاتی
8- دزدی آقازاده ها و فساد مالی در سران مملکتی به گفته خودشان
9- عدم شایسته سالاری در بدنه مدیریتی کشور
10- نبود سرگرمی و نشاط برای قشر جوان
۱۱- بالا رفتن میزان طلاق و خیانت همسران
۱۲- از بین رفتن اعتقادات دینی و مذهبی و...............!!!!!!!!!!!!۱؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟......!!!!!!!۱؟؟
حال باید از دولتمردان سوال کرد آیا مردم ایران حق اعتراض به سیاست های غلط چندین ساله شما را ندارند ؟ بخدا قسم موسوی و کروبی بهانه ای بیش نیست مردم از فقر و فشار به سمت موسوی رفتند شاید بهبودی در اجتماع بوجود آید، کسی عاشق چشم و ابروی موسوی و کروبی نیست بلکه سیاست هاو برنامه ها و انتقاداتی که توسط ایشان مطرح شد به دل نشست،مانند کمک های بی حساب و کتاب دولت به کشورهای دیگر.
مردم از نحوه حکومت داری ناراضی اند نمی توان حقیقت را نادیده گرفت ، به خداوندی خدا مردم فقط حق قانونی خود را می خواهند و آن چیزی جز زندگی شایسته و درخور به همراه آرامش و آزادی های مدنی خود نیست، مگر اعتراض به نحوه تقسیم قدرت و ناکارآمدی دولتمردان جرم محسوب می شود؟چرا یک فرد با 85 سال هنوز از اریکه قدرت پایین نمی آید تا جوانان عرصه پیشرفت مملکت را بدست گیرند.آقای جنتی تا کی می خواهند در شورای نگهبان بمانند؟چرا خود را بازنشسته نمی کنند ؟امثال آقایان با چندین پست و مقام بسیارند!!!
رقابت در جهان ثانیه ای شده ولی آقایان نمی خواهند بپذیرند که توانایی چرخاندن چرخهای کشور را ندارند،
تا این لجبازی ها وجود دارد و انتقال قدرت بر اساس خواسته های بحق مردم انجام نگیرد اعتراض ها نیز خواهد بودو هیچ راه فراری برای احدی نخواهد بودو پنهان شدن پشت دین و مذهب نیز فایده ای نخواهد داشت.این نظام مالکی جز مردم ندارد و هیچ گروهی صاحب جمهوری اسلامی ایران نیست.



